![]() |
![]() |
|
| به او بگوييد دوستش دارم |
|
نه باورم نمی شه که تو منو از یاد ببری تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری........... باورم نمی شه..نه باورم نمی شه...همه ی این روزا رو به این امید زندگی کردم...که روز تولدم لااقل یه لس ام اس بدی...همه ی این روزا رو به امید امروز زندگی کردم.... این روز کثیفو شوم کاش هیچوقت به دنیا نمی اومدم که عاشقت بشم.... همه ی دیشبو گریه کردم...............میدونی که از انتظار متنفرم اما زجر انتظارو به امید اینکه برگردیو تحمل کردم...خدایا پس چرا بهش نمیفهمونی مگه من ازش چی می خوام یه اس ام اس که بدونم هنوز به یادمه یه اس ام اس که...........آره خواسته ی زیادیه می دونم.....میدونم عشقم... از این انتظار خسته شدم...سیم کارتمو سوزوندم.و خیسی اشکام غلتش دادم..میبینی؟؟؟لااقل دیگه انتظار نمی کشم.......دوستت دارم عشقم.....دوستت دارم هیچکسی نمی فهمه چه حالی دارم...هیچکیییییییییی
دلم برات تنگ شده هنوزم تو رویاهامی هنوزم روز و شبم فکر توام هنوزم با خاطراتت زندگی می کنم هنوزم دوستت دارم.......................... امروز خیلی گریه کردم...وقتی رفیقت باهام آنلاین شد خوشحال شدم،گفتم لااقل می تونم یه خبر از ♥تو♥ بگیرم..اما برام عجیب بود اون از من خواست که به♥ تو♥ سلام برسونم...من....تعجب کردم اولش فکر کردم داره سر به سرم میذاره..اما بعد...... فکرشم نمیکردم که اون ندونه؟؟؟؟؟؟ ندونه که.....دیگه دوسم نداری...ندونه که از من بریدی و یه عشق تازه داری....خواستم یه جوری بهش بفهمونم اماااااا اون فکر می کرد دارم شوخی می کنم...یا خودمو می زنم به اون راه..... وسط حرفاش بود که یهو گفت ♥تو ♥عاشق یه دختره شدی تو دانشگاه قلبم تند تند میزد بغض کردم اما علامت لبخند گذاشتم... گفت دختره هم دوست داره گفت همیشه نیگاش می کنه اما..حرفی نمی زنه.. گفت ♥تو♥ میخوای بری بهش بگی که دوسش داری اون می گفت می گفتو من گریه می کردم شکلکهای لبخندی که میذاشتم به من میخندیدنو به اون سند می شدن... بلند بلند گریه می کردم عین بچه ها........ تا اینکه گفت شوخی میکنم یه وقت باور نکنی....تازه به خودم اومدم...انگار تازه یادم اومد که اون کیه تازه یادم اومد که آره حرفای اون همش شوخیه....... حالا بازم گریه می کردم با اینکه مطمئن بودم حرفایی که میزنه همش شوخیه اما گریه میکردم چه راحت هر کسی میتونه با اسم تو قصه بسازهوووو با احساسات من بازی منه.............. دوستت دارم...........
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
امروز باید میرفتم دانشگاه دوباره گذشتن از اون کوچه ها...کوچه هایی که جز اسم تو چیز دیگه اییو برام زنده نمی کرد لرزون قدم بر میداشتم.رفتم اون طرف جاده که.....که یهو نبینمت...که اگه دیدمت با نیگام بهت التماس نکنم...آره رفتم...وقتی پام خورد به میله ی جلوی بانک تازه فهمیدم که دارم به خودم دروغ میگم همه ی این مدت چشم به اون طرف خیره بود که اگه رد شدی ببینمت..که بازم... موقع برگشت اروم تر بودم کمتر چشام به اون طرف می خورد قدمامو میشمرم آره تموم شد اینجا آخرشه میام که سوار تاکسی بشم گوشیم زنگ میخوره....نه انگار خدا میخواد عذابمو ببینه باید میرفتم تو اون پاساژ بر میگردم یه جورایی خوشحالم اما...چشام به اون کافی نت خشک میشه... من...تو......... همینطور نیگاش میکردمو بر میگشتم شاید بعضیا فکر می کردن دیوونم که اینجوری راه میرم آره دیوونم...دیوونه ی تو..........
هنوزم دوست دارم عشقم..با خاطراتت نفس می کشم. از همون صبح که بیدار میشم با♥ تو♥ و خاطراتت زندگی می کنم.... ♥تو ♥رفتی کلاس. من خوابم...اما بهم صبح بخیر میگی..پا میشم صورتمو میشورمو بازم اون شعره رو برات میخونم که هر روز صبح واست میخوندم... اه خیلی خنگی....هنوز حفظ نشدی؟ بعد میرم صبحانه بخورم بعد به تو میگم تو صبحانه نمیخوری؟ بعد♥ تو♥ با اون لبخند نازت میگی نه..من خوردم تو بخور منم اینجااا میشینمو تماشات میکنم... بعددددد من خجالت میکشمو میگم ♥....♥ ♥تو ♥که اینجوری نیگام می کنی من نمی تونم هیچی بخورم بعد تو میخندی...بعد .................... ببخشید....نمیتونم ادامه بدم ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
دلم برات تنگ شده هنوزم تو رویاهامی هنوزم روز و شبم فکر توام هنوزم با خاطراتت زندگی می کنم هنوزم دوستت دارم.......................... امروز خیلی گریه کردم...وقتی رفیقت باهام آنلاین شد خوشحال شدم،گفتم لااقل می تونم یه خبر از ♥تو♥ بگیرم..اما برام عجیب بود اون از من خواست که به♥ تو♥ سلام برسونم...من....تعجب کردم اولش فکر کردم داره سر به سرم میذاره..اما بعد...... فکرشم نمیکردم که اون ندونه؟؟؟؟؟؟ ندونه که.....دیگه دوسم نداری...ندونه که از من بریدی و یه عشق تازه داری....خواستم یه جوری بهش بفهمونم اماااااا اون فکر می کرد دارم شوخی می کنم...یا خودمو می زنم به اون راه..... وسط حرفاش بود که یهو گفت ♥تو ♥عاشق یه دختره شدی تو دانشگاه قلبم تند تند میزد بغض کردم اما علامت لبخند گذاشتم... گفت دختره هم دوست داره گفت همیشه نیگاش می کنه اما..حرفی نمی زنه.. گفت ♥تو♥ میخوای بری بهش بگی که دوسش داری اون می گفت می گفتو من گریه می کردم شکلکهای لبخندی که میذاشتم به من میخندیدنو به اون سند می شدن... بلند بلند گریه می کردم عین بچه ها........ تا اینکه گفت شوخی میکنم یه وقت باور نکنی....تازه به خودم اومدم...انگار تازه یادم اومد که اون کیه تازه یادم اومد که آره حرفای اون همش شوخیه....... حالا بازم گریه می کردم با اینکه مطمئن بودم حرفایی که میزنه همش شوخیه اما گریه میکردم چه راحت هر کسی میتونه با اسم تو قصه بسازهوووو با احساسات من بازی منه.............. دوستت دارم........... همه ی این روزو شب های بی تو نه اینکه بی تو نخندم نـــه اما« به نیامدن همیشه ی نگاهت قسم» تمام خطوط این خنده های خواب آلود با رگبار گریه های شبانه از رخساره ی خسته و خیسم پاک می شوند!
(حتی عزیز تزین دوستامم تنهام گذاشتن) |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
وقتی دستم کشیده میشه رو میله تازه یادم می افته که کجام ... همه ی راهو پیاده اومدم همه ی راهو به♥ تو ♥فکر میکردم یه سوال بپرسم راستشو میگی؟اصلا تو همه ی این مدت همینقدی که من الان به تو فکر کردم ♥ تو ♥ بهم فکر کردی؟؟؟دوباره دستمو میکشم رونرده ها با خودم میگم کاش همه جا نرده بود کاش هیچ دیواری وجود نداشت...اینجوری شاید میدیدمت آره اگه دیوار وجود نداشت ساعتها پشت نرده هاوا میستادم تا.... چقدر شبیه تو بود....لباسشو میگم اون لباس سبزت که من خیلی دوسش داشتم...وقتی می پوشیدی خیلی خوشکل میشدی.... اینطوری کردن؟ چرا بلوک چیدن؟؟نکنه میخوان؟؟؟نه دوس ندارم از این نرده ها جدا شم کاش دانشگاه بزرگتر بود اونوقت.....میخوام چشمامو ببندمو از خیابون رد شم... به من چه؟ من برام فرقی نداره که بمونم یا نه اگه نمیخوای منو بزنی خودت مواظب باش. بووووووووووق...پدر سگ تو دلم میگم خودتی.............. راستی نکنه ♥تو ♥بودی؟کاش♥ تو♥ بودی...کاش♥ تو♥ بودی که بهم فحش میدادی....کاش ♥تو♥ بودی و با ماشین لهم می کردی..اونوقت وقتی می مردم توپیشم بودی...وای کاش این اتفاق بیفته...آره ای کاش ♥تو♥ بودی ..کاش چشمامو می بستمو ♥تو ♥ می اومومدیو بعد...بازم نابودم میکردی.. یه بار روحمو ازم گرفتی اینبار جسممو می گرفتی... آخه که چی میشد......
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
دیگه نمی تونم به زخمهام بگم درد تند و تیز دیگه این زخم ها کهنه شدن چند ماه 2 ماه؟3 ماه؟4ماه؟5ماه؟6ماه؟7ماه؟.............. کهنه و کاری ..عمیقو چرکی یه خون کثیفو آلوده به عشق....پس کی تموم میشم؟
پس کی این زخم کهنه نابودم میکنه؟؟؟ دیگه به زخم عادت کردم... این زخم کهنه هر روز به دست یکی باز می شه... امروز یکی بهم گفت بسه؟ نیگاش کردم ...فکر کردم میخواد حرف همه رو بزن(انقدر گریه نکن) اما... گفت بسه دیگه... انقدر عشقو گدایی نکن قلبم تیر کشید مات و مبهوت نیگاش کردم...بغض کردم...اون نیگام کرد و خندید بلند..من...اشکام میریخت تند و داغو بی صدا... خواست بره اما دلش نیومد هق هقمو نبینه...یه صحنه ی دراماتیک... خوب آره وقتی کسی میتونه اراده کنهو یه صحنه ی دراماتیک ایجاد کنه...حتما این
کارو میکنه... لبخند هنوز روی لباش بود...با تمسخربهم گفت: آبروی هرچی عاشقه بردی... من؟؟؟من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آره تونست کاریو که میخواست بکنه هق هق یه عاشق...زار زدن یه عاشق با چشمای ملتمس!!! خیلی لذت بخشه مگه نه؟؟؟ (بهش نگفتم اگه عاشق بودی میفهمیدی که عاشق گدا ترین انسان روی زمینه) (بهش نگفتم اگه عاشق بودی میفهمیدی که عشق با آبرو بیگانست) (بهش نگفتم اگه عاشق بودی میفهمیدی که بی آیرو ترین اسان روی زمین...عاشقه) (بهش نگفتم اگه عاشق بودی......)
خوش به حال اونی که الان شبا با اون حرف میزنی خوش به حال اونی که الان دستای اونو می گیری خوش به حال اونی که الان به اون می گی دوسش داری خوش به حال اونی که الان لبخندهای تو بهش زندگی می ده خوش به حال اونی که زیر برق نگاه تو زندگی میکنه........ خوش به حال اونی که تو دوسش داری عشقم..............
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
سکوت کن دلم اینجا سکوت اجباری ست اگرچه حرف و غزل در نگاهمان جاری ست همیشه عشق برایم سکوت و ابهام است شبیه دیدن او بین خواب و بیداری ست چقدر پیــر شدم با مرور خاطره ها.... به ذهن خاطره هایم سکوت غمباری ست دلم شکست و غزل مرد ...آه ای مردم چقدر طعنه و زخم زبانـتان کاری ست!!! اگرچه حرف و غزل ناتمام مانده ولی... سکوت کن دلم اینجا سکوت اجباری ست!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
نه ميل زيستـن دارم نه ميميـرم
هر چقدر سعی میکنم فراموشت كنم نميشه، هر روز بيشتر از هميشه دوستت دارم همه ي لحظه هام به تو فكر ميكنم حتي وقتي خوابم ،من خواب تو رو مي بينمو، تو هم خواب اونو ...(چقدر گفتن اين جمله واسم آسون شده) كاش تو همه ي اين 6 ماه يه بارم شده خواب منو ميديدي كاش ...دوسم داشتي شاید اينجوري دارم اذیتت میکنم! شاید زجر آوره کسی آدمو بیخودی دوست داشته باشه اما تو تحمل کن... بخاطر دل من تحمل کن... من اینجوری خوبم.خیلی خوب!!! حتي اگه تو دوسم نداشته باشي، فقط راضي باش كه من دوستت داشته باشم من دارم زندگی میکنم با تــــــــــو ... با یاد تــــــــــو ... تـــــو که از زندگی کردن من دلگیر نمیشی.میشی؟؟؟ اگه ميشي از خدا بخواه تا بميرم، اينجوري هم من آروم مي گيرم هم ... تو كه آرومي مگه نه؟ تا هميشه دوستت دارم..تا هميشه...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
سفرت درد كمي نيست واسه ي دلم ميدوني راستي باورم نميشه تو ميري و نمي موني ريشه بستي تو تموم لحظه هاي بي قراري دلت بگو چه جوراومد دلمو تنها بذاري تو آخرين نگاه تو من ديگه پيدا نبودم كي جاي من بود تو چشات هيچ وقت اينو نفهميدم!!! نــــذار كه بين من و تو هر چي بوده خاطره شه تو بري و من بمونم قصه ي ما تموم بشه ديگه دلت كه اينجا نيست يادت ولي پيش منه تو نيستي و شب گريه ها دربه دري كار منه نذار كه ديوونه بشم نذار از عشقت بسوزم بارون چشمام مي باره از دوري تو هنوزم اگه صدامو ميشنوي بدون يكي دوستت داره يكي كه چشماش هواي... نيستيو بارون ميباره اگه صدامو ميشنوي بدون يكي منتظره يكي براي ديدنت نشسته پشت پنجره...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
سبب منم که میشکنم اما حرفی نمی زنم...
از پيش من گذشت و گريه امان نداد بي معرفـت برايم دستي تكان نداد مي خواستم بماند و با هم يكي شويم روي خوشي به خواسته هايم نشان نداد مي خواست تا بدون خدا زندگي كنيم چيزي كه هيـچوقت كسي يادمان نداد آن كهكشان فروش به اين در قفس اسير حتي به قدر پنـجره اي آسمان نداد ! خوشحالم از شكست به قيمت خريده ام و عشق را خـدا به كسي رايگان نداد حق با تو بود با تو ولي زندگي هنوز آن روي سكه را به منو تو نشان نداد مي خواهمت بخواه كسي را كه سالهلست در عشق تن به خواسته ي ديگران نداد...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
چند ماهيست که از دردِ خداحافظی ات شده ام شــاعر ولگرد خداحافظی ات ترسـم ای خوب که تا مرز جنـونم ببرد لحن پاییزی و خونسرد خداحافظی ات شک نکن این دل مجنون صفتم خواهد مرد لحـظه ی دلشکن و زرد خداحافظی ات طاقت بدرقـه ات هیچ نـدارم به خـدا « چه کنم نیست دلم، َمردِ خداحافظی ات » ای سفر کرده ی من کاش که می دانستی با من خسته چه هـا کرد خداحافظی ات!
تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
شب قدر واسم دعا کنید منم واسه همه دعا کردم واسه همه حتی واسه اونی که دوسم نداره و هنوزم داره عذابم میده حتی اونی که همه ی شبامو به گریه تبدیل کرد...همش یاد پارسال می افتادم بهم گفتی...واسم دعا کن میدونم همین که با هم خدافظی کنیم همه چی یادت میره...اما من یادم نرفت حتی امسال امسال که ازم بریدی و نابودم کردی....... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی میکند مانده ام از چه بنویسم؟ از آنهایی که دیروز با من بوده اند و امروز رفته اند از آسمانی که در حال عبور است ؟ یا از دلی که سوت و کور است ، از زمین بنویسم یا از زمان ، یا از یک نگاه مهربان که آن رااز من گرفتی ! از خاطراتی بنویسم که درباران نگاهم خیس شد ازچه بنویسم؛از نامه ای که هرگز برایت نفرستادم از نگاهی که سر شار از التماس بود ، یا از بدرودي كه …(دارم خفه ميشم خدايا به دستام اين قدرتو بده( اگر قرار باشد بنویسم باید در سطر سطر نامه ام حضور داشته باشی من بی قرار حرفهای ناب توام حرفهایی که امروز در آغوش ديگري خواهي گفت ...
عجب از محبت من !!! که در او اثر ندارد ۸۷/۶/۱۶ دیروز نمی خواستم بهش چیزی بگم به خدا فقط میخواستم حالشو بپرسم نمیدونم چی شد وقتی به خودم اومدم دیدم اشک تو چشامه آره دوباره گفتم دوباره بهش گفتم دوباره گفتم دوست دارم بعد از اون همه... گفتم و از گفتم پشیمون نشدم .اون شنید همه ی حرفامو همه رو گوش داد.بهم نگاه کرد و رفت.مثل کسیکه وجود نداره دیشب گریه کردم .بعد از سه ماه دوباره حرفام بوی خواهش میداد. اما اون اون میدونست مریضم اما هیچی نگفت حتی نپرسید حالت چطوره... خدایا دارم خفه میشم . دیشب دوباره با چشمای خیس خوابیدم آخه چرا خدایا چقدر یه آدم میتونه سنگدل باشه خدایا چطور میتونی آدما رو اینجوری خلق کنی خدایا کمکم کن خدایا تمومم کن
دیشب زحال زار خودم گریه ام گرفت دیشب داشتم فیلم شبکه یکو نگاه میکردم.خوب شد که تنها اون گوشه نشسته بودم وقتی فیلم تموم شد خیس اشک بودم عجیبه که هنوز از دیدن این لحظه ها گریم میگیره وقتی فریده بهش التماس میکرد یاد خودم افتادم آره بگو میای ولی نیا فقط بگو می آی اصلا حاضرم یه بار دیگه بیایو بهم خیانت کنی خدایا آخه چرا قلب مردها رو از سنگ می آفرینی چرا؟ انگار اون من بودم که بازم داشتم التماس میکردم منم اون جمله ها رو تکرار می کردم بگو میای ولی نیا نیا عشقم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
اشك نيستم ولي « چه بي دليل » از چشمهايت مي افتم
آره چه بي دليل از چشمات افتادم .چه بي دليل التماست كردم. چه بي دليل شكستم...
۸۷/۵/۲۲ امشب درست دو ماهو هفت روزه كه اونو نديدم...توي اين شصت و هشت روز يه بارم نخنديدم
يه بارم نتو نستم كه اونو از ياد ببرم....هنوزم كه هنوزه توي شعرام اسمشو ميارم...
آبجی جونم منو تو به یازی دعوت کرده که باید ایم ۵ بازیگر زن .۵ بازیگر مرد و ۵ نفر دیگه رو به ادامه بازی دعوت کنم ۵ بازیگر مرد:محمد رضا فروتن به توان ۳.بهرام رادان.حمید گودرزی ۵ بازیگر مرد:هدیه تهرانی به توان ۳.الناز شاکر دوست.گلشیفته فراهانی ۵ دوست دعوت شده:همدمم دنیا.شیوا جون.سونیا.مسعود+ خرزو خان
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
User busy، User busy، User busy، User busy، User busy چقدر عذاب اين واژه رو درك كردي ...چند ساعت پشتش عذاب كشيدي؟ چند ساعت؟ چند شب ؟ 30 دقيقه...1 ساعت...2 ساعت...3 ساعت ............ اين واژه رو ريز ريز كردمو روي تكه تكه هاش اشك ريختم... ثانيه به ثانيش عذاب كشيدم ، اشك ريختم، ديوونه شدم، لرزيدم ، ميدوني وقتي ميدونستم داري با كي حرف ميزني چقدر زجر ميكشيدم ...چرا من بايد پشت اين واژه اشك بريزم و... آخه چرا؟ يادم نميره نه امكان نداره نداره يادم بره شبايي رو كه تا صبح پشت اين جمله اشك ريختم دوباره دارم ميلرزم...دوباره داره سردم ميشه مثل همه ي اون لحظه ها..حتي يادش آزارم ميده .......
شماره اي كه گوشي تو را ميگيرد هميشه اشغال است... روزها و شب ها كنار تلفن نشسته ام گوشي پر از صدا هايي ست كه تو را ميخواهند من سالهاست كه به اين صدا ها گوش كرده ام... بايد بگويم هنوز نااميد نيستم كه گوشي را مي گذارم فقط آنچه را كه بايد به تو مي گفتم فراموش كرده ام... هنوزم دوستت دارم . به خدا دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
اين ويرووس كشنده است اما مرگ با اين ويرووس يك مرگ لحظه اي نيست بلكه يك مرگ تدريجي ست. اين ويرووس سه حرفي ابتدا با يك احساس سرخوشي و سرزندگي وارد زندگي شما مي شود و كم كم همه ي وجود شما راتسخير خواهد كرد. تاريخ و محل ورود اين ويرووس نامعلوم است و پيشگيري از آن غير ممكن. علاقه -وقتي باهام حرف ميزني احساس آرامش ميكنم ،حرشفات بهم آرامش مي ده. -خوشحالم از اين بابت ،فكر مي كردم به هيچ دردي نمي خورم. اين ويرووس در مدت كوتاهي از بدو ورود در سراسر وجودتان تخم گذاري ميكند و ديري نمي پايد كه همه ي وجودتان را تسخير مي كند. عشق m-خيلي دوستت دارم خيلي زياد،ميخوامت ،خيلي خيلي خيلي دوست دارم تا هميشه پيشم باشي...تا هميشه f-منم دوست دارم،خيلي براي تعريفش خيلي كوچيكه...خيلي بيشتر از خيلي عادت (و عادت درد سنگيني ست وقتي اوج ميگيرد به من عادت نكردي طعم حرفم را نمي داني) بدن شما به تخم گذاري شبانه ي اين ويرووس عادت كردهاست و هرشب بايد اين ويرروس در بدن شما تخم گذاري كند m-خيلي بهت عادت كردم ،اگه نباشي نمي تونم،اينو بدون يكي يه گوشه ي دنيا هست كه اگه ازش خبر نگيري مي ميره....... f-منم همينطور ،اگه ديدي روزي ازت خبري نگرفتم بدون مردم. عقب نشيني مرحله ي بعد عدم تخم گذاري اين ويرووس است در حالي كه بدن شما يه تخم گذاري اين ويرووس كاملاً معتاد است. m-...................................... f-كجايي؟ چرا خبري نمي گيري؟ نيستي؟ نمي گي دلم واست تنگ مي شه؟ -سلام من خوبم تو خوبي؟........ اين مرحله آغاز عقب نشيني اين ويرووس است. m-................................................ f-سلام.حالت خوبه؟كجايي تو؟ خوبي؟دلم واست يه ذره شده.... m- .................................................. f-چرا جواب نميدي؟ دو ساعته دارم ميزنگم و اس ام اس ميدم.كجايي؟ -.............................................. m-جواب بده ،تو و خدا. اينجوري نگرانت مي شم.كجايي؟....كجايي؟ f- سلام.خوبي؟گوشيم پيشم نبود.ببخشيد. مرحله ي بعد مرحله اي تحقير كننده ايي به نام التماس m-.................... f-كجايي؟ دو روزه كه هيچ خبري نمي گيري.تو اين مدت خيلي سعي كردم كه...اما نتونستم.به خدا دو روزه كه لب به غذا نزدم.چرا جواب نميدي.چرا جواب اس ام اس ها مو نمي دي؟ چي شده؟ ازم خسته ايي؟ مي خواي واسه هميشه برم؟ تو رو خدا جواب بده... m-..................... f- جوابمو بده خواهش ميكنم .من تو انتظار عذاب ميكشم .ميدوني كه از انتظارمتنفرم. دارم ميميرم تو رو خدا جواب بده.... m-................... f-................................ m- سلام.ببخشيد.بودم... داشتم رانندگي ميكردم .در حين رانندگي نمي تونستم جوابتو بدم.( ابنجا دردو تو همه ي وجودت حس ميكني) f- حالت خوبه.تا اونجا كه فقط 45 دقيقه راهه . من 7 ساعته كه دارم بهت ميزنگم و اس ام اس ميدم. 7 داشتي رانندگي ميكردي و حتي نمي تونستي جواب اس ام اس نه حتي نمي تونستي يه ميس بندازي؟ ميخواي واسه هميشه برم؟ m- خيابونا شلوغ بود بببخشيد اگه ناراحتت كردم .نه چرا اين فكرو كردي؟گفتم اين چند وقت زياد مزاحمت نشم. f-(داغي اشكا صورتتو ميسوزونه اما جواب ميدي..) نه ناراحت نشدم. تو هيچوقت مزاحم نيستي.....مواظب خودت باش. تحقير f-....... تو رو به هر كي ميپرستي آخه چرا جواب نمبدي....به خدا دارم مي ميرم . گوشيو گذاشتم روبروم و فقط بهش نيگا ميكنم.خسته شدم آخه چرا جواب نميدي..... m- خجالت بكش.10 ساعته كه داري التماس ميكني و جواب نميدم .داري منت ميكشي.... داري............(همه ي وجودت ميسوزه) f- آره التماس ميكنم .منت ميكشم چون برام عزيزي . چون دوستت دارم. m- برام فرقي نداره .من برا هيچكس عزيز نيستم اصلاً نميخوام واست عزيز باشم . f- هستي كه دارم بهت التماس ميكنم...غرورمو ميشكونم..... درك معناي عذاب 1 روز 2روز 3 روز....................انقدر دردناكه كه نميتونم ادامه بدم .به خدا نمي تونم.اين زجر قابل توصيف نيست. به خدا نيست. ببخشيد كه نمي تونم ادامه بدم...دستم نميره ........... جدايي 1-كادوي تولدتو ديدي؟ خوشت اومد. -نه كار خوبي نكردي. تو واقعا دوسم داري؟ - من هر وقت كه بهت گفتم دوست دارم حقيقتو گفتم.تو چي؟ دوسم داري(لرز رو تو همه ي استخونات حس ميكني.عين يه معتاد ميلرزي) - من..چيز زيادي ازت نميدونم. - جواب من اين نبود اما مرسي بابت جوابي كه دادي. - من فكر ميكنم اگه با هم رابطه اي نداشته باشيم بهتره.داشتم بهت عادت ميكردم.من دوست ندارم به كسي عادت كنم.بهتره تا ريشه نگرفته تمومش كنيم. - چرا بهم دروغ گفتي؟ چرا دروغ گفتي كه دوسم داري. - من دروغ نگتم.من تو رو به عنوان يه مشاور تو زندگيم كه خيلي جاها كمكم كرد دوست داشتم.(همه ي درداي عالم تو وجودته انقدر زياد كه دردي حس نمي كني.خدايا خودت كمك كن طلاقت بيارم) - باشه. اميدوارم هميشه خوش باشي .من برا هميشه از زندگيت ميرم.... - ....تو ناراحتي؟ - (اشكات انقدر زيادن كه تار ميبيني اما .. نه من خوبم مطمئن باش.) آره خداحافظي وقتشه نمي تونم به قران حتي نمي تونم تايپش كنم. هنوزم دستام ميلرزه... شايد باورتون نشه اما اونقدر رنج كشيده اي كه خداحافظي برات خيلي راحت تر از اون لحظه هاي انتظاره...يعني درد خداحافظي با همه ي بزرگيش پيشت كوچيكه. يادمه گوشيو پرت كردم كنج اتاق و بالاخره بلند گريه كردم....بلند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مبتلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تقديم به همه آنهايي كه لبخند را تجربه نکردند.
تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند. تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست وعهدهایی که کسی آن را نبست . (هنوزم دوستت دارم عشقم اگرچه دوسم نداري) |
| پیوندهای روزانه |
|
عاشقانه های آبی بهار آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
|
RSS
|